آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

کادوهای سومین تولدم

بنام خدای مهربون   اینم از عکس کادوهای تولد آتنا خانوم ما کادوی مامان بزرگ ها و بابا بزرگ ها که زحمت کشیده بودن (هر کدوم 100 تومان ) این عروسک خوشگل که یه عالمه لباس و وسایل دیگه داره هم با 50 تومان هدیه خالمه مریم و عمو مهدی این پالتو و کیف خوشگل هم هدیه عمو میلاد گل، این کلاه و دستکش هم توش یه عتامه شکلات بود که آتنا خانوم تکلیفشو همون لحظه معلوم کرد. این لباس ناز هم هدیه عمه زهرای نازنین چند دست لباس و کلی اسباب بازی هم هدیه من و بابا مهدی بود ، که البته من از همش عکس نداشتم. این گوشواره نازنازی هم هدیه اصلی من و بابا مهدی ...
13 بهمن 1393

دوستت دارم

  ا ز من نپرس چقدر دوستت دارم  اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست  به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد ؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم ؟ بگو معنی تمرین چیست ؟  بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟ بریدن از خودم را ؟!  مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ... از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم  همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد تو خودت پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند  نگاهت را از چشمم ...
13 بهمن 1393

عکسای تولد خانوم گل

بنام خداوند زیبایی ها   سلام به عزیز دلم ، ماهک بی همتای من ، گلدون پر گل خونه بازم باید مامان رو ببخشی که با تاخیر اومدم برای گذاشتن عکسای تولدت. راستش تولد امسال دردونه افتاد وسط امتحانای مامانی. اولش تصمیم گرفتم که امسال جشنی نگیرم برات ولی هرجور که فکر کردم دلم راضی نشد. 2 بهمن بود که برای آخرین امتحانم راهی دانشگاه بودم. امتحانم ساعت 1:45 بود ولی میخواستم دو ، سه ساعت زودتر برم دانشگاه تا با بچه ها یه مروری بکنیم. بابا مهدی زحمت رسوندن منو کشید. از طرفی هم دو هفته ای بود ک عمو میلاد اومده بود ایران و خیلی دلم میخواست تا اونم هست یه جشن کوچولویی داشته باشیم، ولی امتحانا برنامه هامو بهم ریخته بود. عم...
13 بهمن 1393

تولدت مبارک فرشته من

هو الرحمن   زیباترین اتفاق زندگی مان سومین سال حضور پربرکت و زیبایت بی نهایت مبارک 28 دی ماه روزی بود که خداوند ما رو با هدیه ای ارزشمند شاد کرد آری این هدیه از آسمان آمده و مهم این است که از آن دل من بوده است  بامداد برفی اولین ماه زمستان 1390 تو چشم باز کردی و صدای گریه تو در گوش من زیباترین نغمه دنیا شد خوب میدانی که برای ما مهمترین آدم روی زمینی خوب فهمیدی که کمنرین غصه تو بزرگترین درد ماست خوب من ... برای تعریف ارزش وجود تو و زیبایی این روز بزرگ هیچ جمله قابلی جرات حضور ندارد خوشرنگ ترین لحظه های زندگی ما در کنار تو اتفاق افتاد توللللددددت مبااااااااارک ف...
12 بهمن 1393

عکسهای آتلیه

بنام خدا   سلام به دخمل عسلممممممممم  اومدم با عکسای آتلیه آتنا خانوم که تو آتلیه صحنه ،کرج ، گرفته شده.  اولش فقط قرار بود واسه عکس گرفتن ملیکا جون خاله بریم و واسه تو هم یکی دو تا عکس بگیریم. از اونجائیکه من عاشق عکس گرفتن هستم دلم طاقت نیاورد و کلی عکس ازت گرفتیم.    واسه دیدن عکسا لطفا بیاین ادامه مطلب ...       ...
27 آذر 1393

صبح بخیر تا بعد ...

بنام خدا     سلاااااااااام به بهترین و خاااااانوم ترین دخمل دنیا راستش از دست خودم عصبانیم مامانی،که باز نتونستم بیام و پست جدید برات بذارم. قربونت بشم، در طول روز سعی میکنم تا جائیکه بتونم وقتمو با تو بگذرونم و بعد هم به کارای خونه برسم،اگرم فرصت کنم درس میخونم.   دانشگاه فکرمو مشغول کرده،این ترم باید دو تا مقاله بنویسم، منم چون تجربه تی تو این کار ندارم ذهنم خیلی درگیره. یه همکلاسی دارم که خیلیییی فعاله، همش میگه من مقاله مینویسم تو هزینه هاشو بده،دیگه از دستش کلافه شدم،هر چی بهونه میارم بی خیال نمیشه. البته فعلا که دید حریف من نمیشه دیگه اصراری نکرد.  نمیدونم چرا زیاد از هم صحبتی باهاش لذ...
24 آذر 1393

فرهنگ لغات آتنا طلایی

😇بنام خداوند خوب و دوست داشتنی😇     سلام بروی ماه دختر شیرینم   سلام به دوستای گلم بخصوص نجمه جونم ، مریم گلی و آجی فاطمه که همیشه زحمت میکشن و به وبلاگ ما سر میزنن و با نظرات قشنگشون کلی من و آتنا خانوم رو سر کیف میارن. خیلی خیلی دوستون دارم.   بالاخره بعد از کلی جمع آوری لیست از کلمات دخترکم تصمیم گرفتم که تو وبلاگش بنویسم .   نگردیدم : نگشتم   مجوری : مجبوری آزاس یا آدانس : آژانس  تلزون : تلوزیون  یخال : یخچال  ستاخال : سطل آشغال  تفافو : تصادف  رفتیم بودیم : رفته بودیم غصته : غصه  هتسه : عطسه حمو : حموم  سیزنی : سیب زمینی  م...
19 آبان 1393